


نظرات شما عزیزان:
سارا یکتا 
ساعت16:13---21 اسفند 1393
هر وقت پسرا فرق رنگهای جگری، دونه اناری، سرخ آبی ، لاک ناخونی رو فهمیدن و به همشون نگفتن قرمز ، اونوقت بیان پارک دوبل خانوما رو مسخره کنن ..................زنها مثل میوه اند .هر کدام رنگ ، شکل ،عطر،طعم و مزه خودشون رو دارند.مشکل مردها اینه که عاشق سالاد میوه اند................سلام ای انسان خوف . خوفی عایا؟؟؟؟یه پیشنهاد داشتم واست خوب فکر کن و جوابشو بهم بده باهم تبادل لینک کنیم و بجاش منم کلید یکی از واحدهای ۲۰۰متریمو تو مونیخ آلمان با هزینه رقت و برگشت و هزینه سفرت و سوغاتی رو به عهده میگیرم اگه همیشه سرزدی و کامنت دادی واحد رو به نامت میکنم و اگه قبول نکنی بجاش اون عکس آپ حموم رو شبا میفرستم تو رختخوابت. منتظرتم بوس بای
بهار 
ساعت13:34---25 آذر 1393
وبلاگت فوق العادست shghayegh واقعا لذت بردم ، ولی حیف بازدیدت کمه ، چرا با سایت های بزرگ تبادل لینک نمی کنی تا بازدیدت بالا بره ؟ یه سری به این سایت که واست گذاشتم بزن و باهاش تبادل لینک کن . بازدیدت رو از این رو به اون رو می کنه .... فقط یه بار امتحان کن
مهرنوش 
ساعت20:44---10 آذر 1393
shghayegh وبلاگ خیلی خوبی داری .
منم یه وبلاگ دارم که لیست همه دوستام داخلشه ، بهشون پیشنهاد دادم وبلاگ shghayegh را ببینند ، تو هم وبلاگت رو توی این لیست لینک کن ، کار خیلی راحتیه ، اینجوری بازدید وبلاگت خیلی زیاد میشه...
http://www.mehrnooosh.loxblog.com
elham 
ساعت22:55---9 آذر 1393
باران که می آید
حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد
تپش های قلبم به شماره می افتد
دم می رود و بازدم به سختی باز می گردد
دلم سخت می گیرد
elham 
ساعت14:28---6 آذر 1393
وقتی در آغوشم بود چشمانش را بست نمیدانم از احساس زیادی بود یا خودش را در اغوش دیگری تصور می کرد. به منم سر بزن
عسل 
ساعت1:06---6 آذر 1393
تنها آمـבـہ اܢܢ اینجا . . .
تا شایـב בوב ωـیگار ᓅـضای زפֿـمـܢܢ را مـہ آلوב ڪنـב . . .
هنوز هـܢܢ بـہ هوای בو نـᓅـرہ بوבטּ هایماטּ ωـوال همیشگی را تڪرار میڪنــــܢܢ . . .
آتش בاری ؟!
ولی בیگر تو پاـωــפֿـگوی ایــــــטּ ωـوال تڪراری نیـωـتی . . .
mina 
ساعت20:49---4 آذر 1393
در گذر از جاده ی زندگی آموختم...
خیلی چیزا رو نمیشه به زور از خدا خواست
اگه چیزی یا کسی قسمتت باشه بهش میرسی نه اینکه به زور و التماس از خدا بخوای و وقتی چند سال از زندگیتو از دست دادی تازه بفهمی اشتباه کردی
اینو فهمیدم که وقتی ناامید و شکست خورده شدی فقط خود خدا میتونه کمکت کنه و وقتی از ته دلت ازش خواستی دوباره میذارت تو راهی که باید از اول میرفتی
فهمیدم که شاید دیر شده باشه اما باید امیدوار بود
فهمیدم که باید قدر خونوادمو بدونمو دوسشون داشته باشم
و فهمیدم که:
گاهی باید از دلواپسی , نگرانی و تردید دست بکشیم و ایمان داشته باشیم که همه چیز درست خواهد شد
شاید نه آنگونه که ما انتظار داریم بلکه آنگونه که صلاح در آن است...
|